
دیشب پاگشا پسر داییم بود. من عاشق برادر کوچیکیشم که از من 4 سال بزرگتره و کار نداره.نمی دونم اون چه احساسی به من داره ولی من عاشقشم. و اگه او هم عاشق من باشه می دونم ما به هم نمی رسیم. چون مامان و بابام مخالفن و میگن فرهنگشون به ما نمی خوره. خب من به این دل بگم بخاطر فرهنگامون نمیتونیم به هم برسیم؟ دیشب که داشت می رقصید ما دست میزدیم توی دلم می گفتم ایکاش او لباس دامادی و من لباس عروس می پوشیدم و با هم میرقصیدیم و کل شهر برامون دست میزدن... هی روزگار... چه میشه کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولش کن..... ...
ادامه مطلب